معرفی کتاب : پیش‏درآمدی بر بررسی علل استبداد در ایران از آقای بهروز امین

"به گمان من در برخورد به خودمان و به فرهنگ‏ مان ، پرسش اساسی این است که چرا در ایران همیشه استبداد داشته‏ایم؟

این پرسش برخلاف ظاهر معصوم‏اش ، پرسش ساده‏ای نیست و جواب سرراستی هم ندارد . در این نوشتار سعی می‏کنم به گوشه‏هایی از این پرسش بپردازم .

قبل از هر چیز به اشاره بگوییم که در آن دوردست تاریخ وضع در همه‏ی کشورها همین‏گونه بود. به عبارت دیگر می‏خواهم بر این نکته تاکید دوباره‏ای کرده باشم که مقولاتی چون دموکراسی و آزادی مقولاتی تاریخی‏اند که با گذر زمان در شماری از جوامع پیدا شده‏اند. ما و دیگر کشورهای منطقه این نیکبختی را نداشته‏ایم که این آزادی را تجربه کنیم و به همین خاطر در قرن‏های بیستم و بیست و یکم هم از بیماری‏های قرن اول و دوم خود عذاب می‏کشیم . به ظاهر تغییر هم کرده‏ایم ، از بعضی از مظاهر زندگی مدرن بهره می‏بریم .اتومبیل سوار می‏شویم ،صاحب دانشگاه شدیم ، یخچال و فریزر داریم ، ولی هنوز مثل پدران و مادرانمان در قرن پنجم هجری زندگی و عمل می‏کنیم ، یعنی در عرصه‏های سیاسی یا فرهنگی ، با همه‏ی ادعاهایی که داریم به نظر می‏رسد که تغییر اساسی نکرده‏اییم ؛ در قرن بیستم و حتی در اولین سال‏های هزاره‏ی سوم هنوز مطبوعات ما قاچاقی نفس می‏کشند ، هیچ نوشته‏ای یا اثر هنری دیگر قبل از ممیزی چاپ ومنتشر نمی‏شود ، تحزب نداریم ، انتخابات ما معنی دار نیست ،

خودمان هم امنیت نداریم ، هنوز از قانون مداری در جامعه‏ی ما خبری نیست ، از 1906 به این سو دارای قانون شده‏ایم ولی نه دولتمردان ما به قانون عمل می‏کنند نه خود ما . به یک روایت شیوه‏ی ابراز و نمود بیرونی ما تغییر کرده است ولی به گوهر به مقدار زیادی همانی هستیم که در آن دوردست بوده‏ایم ، اگر به زمانه‏ی سلطان محمود غزنوی بازتاب استبداد رای قدرتمندان به این صورت در می‏آید که شاهنامه را شسته بودیم ، به زمان محمدرضا شاه یا در سالهای پس از حکومت او کتاب چاپ شده را خمیر می‏کنیم و ای بسا نویسنده و حتی ناشر و روزنامه‏نگاری را که درباره‏ی کتاب ضاله‏ای قلم زده است را به زندان می‏اندازیم "....

/ 0 نظر / 4 بازدید